العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

284

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

آنها هم چنان در حال قيام بودند و گفتند يا ابن رسول اللَّه اين چه جفاء بزرگى بود كه در باره ما روا داشتيد و ما را سبك كرديد و به ما اجازه ملاقات نداديد ، ما بعد از اين چه گونه در ميان مردم حاضر شويم و به خانه و كاشانه خود مراجعت نمائيم ، و براى ما آبروئى باقى نماند . امام رضا عليه السّلام فرمود : شما اين آيه شريفه را بخوانيد هر مصيبتى كه به شما برسد بوسيله خودتان بدست آمده و خداوند از بيشتر گناهان شما در مىگذرد من در اين جا به خداى خود اقتداء كردم و از رسول خدا و امير المؤمنين و پدران خود عليهم السّلام پيروى نمودم . گفتند يا ابن رسول اللَّه چرا چنين كردى فرمود : براى اينكه شما مدعى هستيد كه شيعيان امير المؤمنين على بن ابى طالب هستيد ، واى بر شما شيعيان او حسن و حسين و ابو ذر و سلمان و مقداد و عمار و محمد بن ابى بكر هستند كه در هيچ جا با او مخالفت نكردند و اوامر نواهى او را انجام دادند . شما ادعا داريد كه از شيعيان آنها مىباشيد در حالى كه در كارهاى خود با آنها مخالفت مىكنيد و در واجبات كوتاهى مىنمائيد ، و در باره كمك به برادران خود سستى داريد ، در جايى كه تقيه لازم نيست تقيه مىكنيد و در جايى كه تقيه بايد بكنيد تقيه نداريد . شما بايد بگوئيد ما از دوستان او هستيم ، دوستان او را دوست مىداريم و با دشمنان آنها دشمنى مىكنيم ، من از اين گفتار شما ناراحت نيستم ولى شما مقام بزرگى را ادعاء مىكنيد ، و اگر گفتارتان با كردار مطابقت نكند هلاك مىگرديد مگر اينكه رحمت خداوند شما را دريابد . گفتند : يا ابن رسول اللَّه ما استغفار مىكنيم و از گفته خود توبه مىنمائيم ، و همانطور كه فرموديد ما دوستان شما و دوستان دوستان شما هستيم ، و با دشمنان شما دشمن مىباشيم ، امام عليه السّلام حالا خوش آمديد و اينك برادران و دوستان من هستيد بيائيد در بالا قرار گيريد . آنها اندك اندك جلو رفتند تا نزديك آن جناب رسيدند ، بعد از اين حضرت